راهنما نمی شود

یا رب الحسین (ع)

بهای دست بیعتت بجز خدا نمی شود          عبد خدا که در پی ملک جفا نمی شود

فریاد یا محمدا این همه مسلمین ولی          بیعت شکن بهر یزید چرا دوتا نمی شود

خاک حجر گرفته ام از کف حاجیان ولی      سرمه خاک هر کسی که توتیا نمی شود

اهل­ و ­عیال و کودکان عازم کوفه می شوند       خونخدا که بیدلیل خوابنما نمی شود

سپاهیان کفر را ، یهود مگر نگفته بود            جنگ که با عائله اهل کساء نمی شود

کسی که گشت گرد تو گرد گنه نمی رود            پیرو خط کربلا اهل خطا نمی شود

جز سر غرغ خون تو که شد چراغ  قافله     رأس بریده بر کسی که راهنما نمی شود

ای بدن تو غرق خون روی وسرتولاله گون  باچه خضاب کرده ای خون که حنانمی شود

بهر خدا چه گفته ای دربعد ازظهرعرفات  آخر که مومن این چنین حاجت روا نمی شود

گرچه فرازکرده ی خورشید کوچکی رضیع  کوردلان شب پرست را که روشنانمی شود

طشت طلا نشسته ای بر سر نیزه رفته ای     اما مگر سبط نبی فالقربی نمی شود؟

خورشید و مه که دیده است،غروب شام می شوند 

  آنروز سرخی آسمان بجزخون خدانمی شود

شادی کودکان شده غم دل راه عمو            عهد عمو که بی جهت ناروا نمی شود

بیا و خود عزیز دل ناز دخترت بکِش                 و گرنه از زبان او نامت جدا نمی شود

وجیهت امام رضا همان عنایت خداست      عنایت حق مگر از امام رضا (ع) نمی شود

حسین (ع)امیری و ما رایت الا جمیل      مصباح هدی جز تومرا کشتی نجا نمی شود

اشعار مشخص شده از غلامرضا سازگار

 

/ 0 نظر / 7 بازدید