نیایش های تنهایی

به نام خدای پذیرنده ی خوانندگانش

17 ربیع الاول 1436

خدایا تو کسی هستی که با پیامبرت از خواندن سخن گفتی و از خلقت پیچیده ی انسان گفتی و از کرامتت و با قداست قلم بود که دانش آموختی ما را .

ای خدا ببین که چگونه زندگی با همه سختی ها و لذت هایش می خواهد بین من و تو فاصله ای باشد پر فریب و مرا از یادآوری عظمت هستی که عظمت توست باز دارد و به همین جهت بود که آخرین پیامبرت را مذّکر قرار دادی.

خدایا چه کسی جز تو بر همه زندگی ام آگاهی و سیطره دارد. زمان را و فاصله ها را تو معنی بخشیده ای. تو اول هستی که اولی بودن در پیشگاهش معنا ندارد و آخری هستی که آخر بودنت بی مفهوم است. انسان اگر این همه عظیم است چون رنگ از تو دارد و گرنه دنیای ماده را چگونه بی روح تو انسان شدن. چه شور انگیز است انسان بودن ترکیب بودن از ماده و ملکوت؛ که ماده بهانه ایست برای ملکوتمان.

خدا یا تو بودی که بر ما کرامت بخشیدی و خود گفتی ولقد کرمنا بنی آدم .

                                                                              کرامت شدن و نه بودن.

خدایا به پیامبر ت گفتی بخوان به نام پروردگار خالقت

واین خالق بودن را هر روز و هر ساعت و هر ثانیه با تولد میلیون ها و هزاران و صدها انسان به یادمان می آوری و ما از خود غافل و ظالم.

خدا یا چه پنا هی برایم ممکن است غیر تو و چه راهی برای رفتن بجز تو.

خدایا ما کمال گرایی مان را از تو ارث داریم تو سرشت مان را پیشرفت خواه قرار داده ای. و ما چقدر زیبا اینگونه ایم.

کمال گرایی را درهمه ودیعه نهادی اما بر انسان انتخاب را نیز افزودی و ما را بر سایرین فضیلت دادی. یک دانه سیب راهی که بسوی کمال دارد ساده است و بی انتخاب.

ای که پهنای وسعت فضا را خارج از تصور و از یک نقطه واحد آفریدی که هزاران راز و رمز در هستی را معنا کند. پرفسور هاوکینگ ستاره شناس و فیزیک دان در کتابش نوشته است که کیهان ای که ما در آن زندگی می کنیم طبق معادلات ریاضی باید 11 بعدی باشد که فقط 4 بعدش برایمان قابل درک است. هاوکینگ می گوید بقیه ابعاد بروی آن 4 بعد گره خورده و تصویر شده اند چه بسا آن هفت بعد اضافی، هفت آسمان باشد. خدایا هستی ما در این کره خاکی چگونه ممکن بود ای بی نیاز از ما. براستی انسان را چه می شود که به پروردگار کریمش غره شود؟

خدایا تو بودی که هر چیزی را آفریدی و سپس هدایتش کردی. ای هدایت گر تکامل، ای خالق غریزه. میگویند حشرات بویژه حشرات ساده تر تقریباً هر کاری می کنند از غریزه است و انگار کسی هدایتشان می کند. چگونه بی هدایتت آفرینش ممکن بود. ای کسی که میخواهی در هر اتفاق خود بفهمانی جبرت را در عین اختیار مان.

خدایا بر من ببخش که شایسته تو رفتار نکرده ام ولی تو شایسته ای که بر من ببخشی ای آگاه از اسرار من. خوبی بزرگ تو آگاهی از دلهاست. به من نور فهم وایمان و عمل اعطا کن و اخلاص.

خدایا به مردم این شهر پر نقاب که نفس را در خود محوری خود پنهان کرده اند و چنین انسان هایی که برای فریب خود، خود را می آرایند بفهمان هدف زندگی را و از گرداب منفعت طلبی و لذت و پوچی برهان. اینها هیچ هدفی بزرگتر از امیال خود در زندگی ندیده اند نشانشان ده.

خدایا کمکم کن مثال اینان زرنگ نباشم و هدفم را پوچی قرار ندهم؛ چرا که تو خود گواهی که رفاه و مادیات مقدمه ای برای بنی آدم تا تو را بشناسند و راه تو گام بردارند چرا که هدف انسان نیست جز درک بزرگی ات و تقدس و عبادت برخواسته از آن؛ و از منظر دیگر اقامه قسط در میان امت واحده و تو خود میدانی و گفته ای که امت واحد یعنی (الناس).

خدایا مثال افکار مادیگرا مثال این است که اگر دو قاطر داشته باشیم و یکی منتفع از بهترین تغذیه و یونجه باشد و بهترین و زیبا ترین آخور و اصطبل و بدون کار باشد و دیگری بدون اینها و بعد ما اولی را کامل بدانیم.

خدایا ببین که دست مایه های کرامتت چگونه و چطور به نام پیامبر خاتمت و به نام وحدانییت چه جنایت ها که نمی کنند و چه نادانی ها .و تهی مغزانی که به واسطه ادعای  خلافت پیامبر رحمتت ملعبه اسلامی شده اند از تعقل تهی. اینان در عصری که برده داری به صورت سنتی اش منسوخ شده است و اگر سیر تکاملی اجتماعی در صدر اسلام ادامه میافت و چنگال فقر پنجه در عمق جامعه نداشت، اسلام موید آن نبود را زنده کرده اند و آن را به اسلامی نسبت می دهند که نیمی از آن روح توحید است و تسلیم و نیمی از آن تعقل و تدبیر. و این دو نیمه برای دنیای مان است و آخرتمان هر دو.

خدایا اینان را از ظلمات جهل برهان وگر نه در ظلمات قبر فرو برشان.

خدایا خالصانه ترین نیایش ها و دعا ها فقر می خواهد و عشق. و این دو را نسیب بهترین بندگانت کردی. در این روز مبارک میلاد پیامبر و صادق آلش این دو را برما ارزانی دار.

خدایا به ما مسلمانی یاسر ها، سمیه ها، ابوذر ها و البته فاطمه (س) ها و علی (ع) ها را بفهمان. بفهمان که در اسلام مسلمانی برادری بود مساوی و برابر

خدایا به ما بفهمان که علی (ع) که بود و چرا از حکومت دست کشید یک بار بعد از سقیفه و بار دیگر در شورای بعد از عمر.

خدایا در کنار تل زینبیه که بودم به من احساسی چشاندی از جنس سوز و عظمت؛ زینب کبری بود که از آنجا از عشق هایش از وجود هایش میگذشت در معراج گاه تل زینبیه. کجایند روانشناسان و روان پژوهان که بفهمند و دریابند زینب (س) را. چرا که تل زینبیه بلندی معراج گاهی است که انسانی آن را درک میکند که از هرچه غیر اوست فارغ است و عشق را فدای عشق می کند. سوز فدای سوز. سکوی اهدای قربانی است برای زینب(س) و قربانی بهای اخلاص. خدایا به ما و جامعه مان اخلاص ارزانی کن و ایثار.

خدایا به من دانش بده تا بتوانم در راه اعتلای اسلام و انسانیت گام بردارم.

 به امید رحمتت ای رحیم ترین رحیمان  

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
مهشيد

سلام وبلاگ شما را ديدم قالب ومطالب قشنگي داشت براي افزايش بازديد وبلاگت مي توني به آدرس زير ثبتش کني تا منم بتونم هر روز بهت سر بزنم محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد.