موقوفات حضرت امیر (ع)

موقوفات امیرالمؤمنین علی علیه السلام

شاید بعضی افراد که پیرامون زندگی زاهدانه و کاملاً بدون تجمل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفته‏هایی می‏شنوند یا نوشته‏ ها یی می‏ خوانند، گمان کنند که آن حضرت در فقر و بینوایی روزگار می‏گذرانده و از مال دنیا بهره کافی نداشته است و نمی‏ توانسته در شرایطی بهتر زندگی کند.
آن حضرت به اضافه سهمی که هرساله از غنایم جنگی و بیت‏المال داشت، همواره در اطراف مدینه به کشاورزی می‏پرداخت و بر اثر بصیرت و اطلاع کامل در امور کشت و زرع و با کوششهای شخصی، باغها و چشمه‏هایی احداث کرد که سالیانه دارای محصولی فراوان بود و می‏توان گفت از افراد نسبتا غنی مسلمانان آن روز به‏شمار می‏رفت.وقفنامه عمومی یا وصیتنامه‏ای که حضرت امیر علیه‏السلام نوشته و امام کاظم علیه‏السلام آن را در روایتی صحیح نقل می‏کند مشتمل بر رقبات و املاک و اموالی است که دلیل بر گفتار ماست، لذا پیش از برشمردن همه موقوفات آن حضرت عین وقفنامه را می‏آوریم و ترجمه می‏کنیم تا خواننده گرامی بینایی بیشتری در موضوع داشته باشد

وقف نامه

این آن چیزی است که وصیت نموده و دستور داده است به آن در اموال و داراییش، بنده خدا علی، برای خوشنودی خدا، تا مرا به واسطه آن به بهشت برد و دوزخ را از من برای خاطر آن دور سازد و آتش جهنم را بر من روا ندارد در روزی که گروهی روسفید و گروهی روسیاه می‏شوند. وصیت چنین است: املاکی که در «ینبع» و اطراف آن دارم و نسبت آنها به من شناخته شده است، همه آنها و بندگان در آنها صدقه است. جز بندگانم «رباح» و «ابو نیرز» و «جبیر» که این سه تن آزادند و هیچ‏کس بر آنها تسلطی ندارد. ایشان غلامان من‏اند و در اموال یاد شده پنج سال کار می‏کنند و حق برداشت مخارج و هزینه زندگی خود و فرزندانشان را دارند.
با حفظ این مراتب آنچه در «وادی‏القری» دارم و همه از اموال خودم می‏باشد اختصاص به فرزندان «فاطمه» دارد، و بندگان در این املاک صدقه‏اند (و در راه خدا مصرف می‏شوند).
و آنچه در «دیمه» دارم و افرادی که در آنجا هستند نیز صدقه است، جز «زریق» که مانند غلامان یاد شده می‏باشد. و آنچه در «اذینه» دارم با آنان که در آنجا هستند نیز صدقه است، و «فقیرین» ـ چنان‏که می‏دانید ـ نیز صدقه است و باید در راه خدا مصرف شود.
آنچه از اموالم در اینجا یاد کردم همه صدقه لازم قطعی است، و این حکم در زندگی و پس از مرگ من جاری خواهد بود، باید در آنچه سبب خوشنودی خدا و در راه
خداست به مصرف رسد و خویشانم از بنی‏هاشم و بنی‏مطلب نزدیک و دور بهره برند.
نظارت بر این اوقاف و صدقات با (فرزندم) حسن بن علی است، از آنها به قدر ضرورت خود بدون زیاده‏روی بهره می‏برد و در مواردی که رضای الهی در آن است صرف می‏نماید، در این کار بر او باکی نیست. اگر خواست بخشی از آنها را بفروشد تا قرضی را ادا کند، بفروشد باکی بر او نیست، و اگر بخواهد می‏تواند املاک برجسته و نفیس قرار دهد. فرزندان علی و غلامان و اموال وی اختیارشان در دست حسن بن علی است.
و اگر خانه حسن بن علی جز خانه صدقه باشد و خواست که آن را بفروشد می‏تواند بفروشد، بر او باکی نیست. اگر بخواهد می‏تواند بفروشد و قیمتش را به سه بخش تقسیم کند؛ قسمتی را در راه خدا مصرف نماید و قسمتی را به بنی‏هاشم و بنی‏مطلب و قسمتی را به فرزندان ابوطالب بدهد، در مواردی که خدا می‏پسندد از این سه قسم به مصرف رساند.
اگر پیشامدی برای حسن رخ داد (و از این جهان درگذشت) در حالی که حسین زنده باشد، این کارها بدو موکول می‏شود، باید آنچه را به حسن دستور دادم وی انجام دهد. برای اوست آنچه برای حسن نوشتم و بر اوست آنچه برعهده حسن بود.
برای فرزندان دو فرزند فاطمه (حسن و حسین) از صدقه علی آن چیزی خواهد بود که برای فرزندان علی تعیین شد، و من هرچه برای دو فرزند فاطمه قرار دادم به جهت خوشنودی خدای عزّ و جلّ و حفظ حرمت رسول‏اللّه‏ و تعظیم و بزرگداشت و رضای خدا و رسول است.
اگر برای حسن و حسین پیشامدی رخ داد، آخرین این دو نفر در فرزندان علی جستجو می‏کند، اگر کسی را از آنان یافت که صلاحیت و اسلام و امانت او را بپسندد، کارها را بدو محول می‏سازد، و اگر کسی را در آنها نیافت که واجد شرایط باشد به یکی از فرزندان ابوطالب که دارای صلاحیت باشد کارها را محول می‏کند، و اگر دید بزرگان و صاحب‏نظران فرزندان ابوطالب در گذشته‏اند به یکی از مردان بنی‏هاشم که او را واجد شرایط می‏داند می‏سپارد.
بر آن کسی که کارها بدو محول می‏گردد، شرط می‏شود که اصول اموال را حفظ کند و بهره آن را انفاق نماید در آنچه او را بدو دستور داده‏ام؛ از سبیل‏اللّه‏ و بر خویشان از بنی‏هاشم و بنی‏مطلب، دور و نزدیک. چیزی از آن اصول به فروش نمی‏رسد و بخشیده نمی‏شود و به ارث منتقل نمی‏گردد.
آنچه در اختیار محمد بن علی (ابن الحنفیه) است در اختیار او می‏ماند و پس از او به اولاد فاطمه منتقل می‏شود، و آن دو برده که نامشان را در صحیفه کوچک آورده‏ام، آزادند.
این است آنچه علی در اموالش دستور می‏دهد، از روزی که به «مسکن» آمده، و این وصیت برای خوشنودی خدا و پاداش در آخرت انجام گرفته، و از خدا در هرحال یاری می‏خواهم. بر هیچ فرد مسلمانی که ایمان به خدا و روز واپسین دارد، حلال نیست که در اموالم کاری کند جز دستوری که داده‏ام و از نزدیک یا دور خلاف امر من انجام دهد.
سپس آن حضرت در ادامه وصیّت‏نامه فرمودند:
این است آنچه علی در اموال خود دستور می‏دهد از روزی که به مسکن آمده است. شاهدان بر این وصیت ابوشمر بن ابرهه و صعصعة بن صوحان و یزید بن قیس و هیّاج بن هیّاج می‏باشند. این وصیت را علی بن ابی‏طالب به‏دست خود پس از گذشتن ده روز از جمادی‏الاوّل سال سی و هفت نوشته است.
اینک چند موضع از موقوفات حضرت امیر علیه‏السلام را که نام آنها را در کتابهای حدیثی و تاریخی یافته‏ایم در اینجا می‏آوریم با توضیحات مختصر جغرافیایی و بیان
بعضی از خصوصیات هریک از این موقوفات:
۱-الاحمر
صحرایی است در «الرَّجْلاء» بین مدینه و شام، نیمی از آن از موقوفات آن حضرت و نیم دیگر متعلق به وراث بود
۲-ادبِیة
در صحرای «إضَم» در أطراف مدینه واقع است
۳-اذینة
نام یکی از وادیهای «قَبَلِیَّة» در أطراف مدینه می‏باشد
املاک و بردگان آنجا صدقه‏اند، چنانچه در وقفنامه عمومی آمده.
۴-الأسحن
صحرائی است در حدود «فدک»
۵-بِئرالملک
در صحرای «قَناة» واقع است
۶-البغیبِغة
چاهی است در نزدیک «رشاء» در اطراف مدینه. از حضرت صادق علیه‏السلام از پدرش نقل شده که چون به علی علیه‏السلام پیدا شدن این چشمه را بشارت دادند فرمود: وارث خوشنود می‏گردد، آن‏گاه فرمود: وقف است بر مساکین و مسافرانی که خرجی راه ندارند و نیازمندان نزدیک
۷-البغیبِغات
چند چشمه است در «ینبع» به نامهای «خَیْفُ الأراک» و «خَیْف لیلی» و «خَیْف بسطاس». مجموع این چشمه‏ها را حضرت علی وقف نموده است
۸-البیضاء
صحرائی است در «حَرَّة الرَّجْلاء» دارای مزارع و باغها
۹-خانه‏ای در مدینه
این خانه در محله «بَنی زُرَیْق» در شهر مدینه واقع است و حضرت آن را وقف نمود تا خاله‏هایش در آن سکنی داشته باشند و پس از آنها در اختیار نیازمندان از مسلمین باشد
۱۰-دیمه
معلوم نشد کجاست. املاک آنجا وقف و بردگان آن صدقه‏اند جز «زُرَیْق» که آزاد است؛ چنانچه در وقفنامه عمومی آمده.
۱۱-ذات کمات
چهار چاه است در «حَرَّة الرَّجْلاء» به نامهای «ذوات العشراء» و «قعین» و «معید» و «رعوان». مجموعا از جمله موقوفات آن حضرت می‏باشد
۱۲-رعیه
صحرائی است در حدود «فدک» دارای نخل و اندکی آب که از کوه ریزش می‏کند
۱۳-عین أبی‏نیزر
چشمه‏ای است در «ینبع» پُر آب و دارای نخلهای بسیار، منسوب به «أبونَیْزَر» یکی از غلامان حضرت امیر علیه‏السلام
۱۴-عین موات
چشمه‏ای است در «وادی القری»
۱۵-عین فاقة
چشمه‏ای است در «وادی القری» و «عین حسن» نیز نامیده می‏شود
۱۶-عین ینبع
«یَنْبُع» دهی است نزدیک کوه «رَضْوی» و از مدینه هفت منزل فاصله دارد، دارای چشمه‏های پرُ آب و گوارا و زمینی حاصلخیز  بعضی چشمه‏های آنجا را یکصد و هفتاد چشمه گفته‏اند
از عمار یاسر نقل شده که حضرت پیامبر (ص) زمینی را از «ذی العَشِیرة» در ینبع به حضرت امیر بخشید و عمر نیز در أیام خلافتش قطعه‏ای در همانجا بدو بخشید و علی علیه‏السلام در آنجا ملکی دیگر خرید و مجموعا چند چشمه در آنجا داشت و همه را وقف نمود
این ملک در وقفنامه عمومی ذکر شده با قید هرچه در اطراف آن است و صدقه بودن بردگانی که در آنجا به کار مشغول‏اند جز سه تن از آنها «رباح» و «ابونیزر» و «جبیر» که آزاد می‏باشند.
۱۷-فقیرین
نام دو جاست در اطراف مدینه که حضرت پیامبر ـ صلی‏اللّه‏ علیه و آله ـ به امیرالمؤمنین بخشیده، و اصل این نام به معنی چاه یا حفیره‏ای است که برای به کار گذاشتن نخل حفر می‏کنند
این زمین حاصلخیز در عصر ما نیز معروف است و به زبان محلی «الفُقَیْر» نامیده می‏شود
از حضرت صادق علیه‏السلام روایت شده که در ینبع چشمه‏ای احداث کردند، آبی از آن به طرف آسمان جوشید مانند گردن یک شتر، چون به حضرت أمیرالمؤمنین علیه‏السلام بشارت دادند فرمود: به وارث بشارت دهید، این چشمه صدقه و وقف است برای زایران خانه خدا و مسافرینی که نیاز به خرج راه دارند، فروخته و بخشیده و به ارث گذاشته نمی‏شود…
۱۸-القصیبة
باغی است در حدود «فدک»
۱۹-وادی القری
نام صحرای وسیعی است بین مدینه و شام، دارای دههای بسیار و حضرت پیامبر (ص) آنجا را فتح نموده  حضرت أمیر در آنجا املاکی داشت و وقف نمود، بعضی از آنها با نام مخصوص ذکر شده و بعضی را نام نبرده‏اند.
در وقفنامه عمومی آمده است که برای فرزندان فاطمه علیه‏السلام وقف شده و بردگان آنجا صدقه می‏باشند.

/ 1 نظر / 18 بازدید
باجه (سیستم افزایش بازدید)

با سلام وبلاگ خوب و قشنگی دارید و پست های خوبی میزارید اگه خواستید امار بازدید وبلاگتون رو افزایش بدید به ما سر بزنید http://rank.bajeagahi.ir/guide.php