چیزی جز حسرت برای سوریه و عراق نمانده است

به نام خدا

چیزی جز حسرت برای سوریه و عراق نمانده است

پوستین وارونه اسلام چه بر سر اسلام می آورد

چه زیبا حضرت امیر (ع) در خطبه 107 نهج البلاغه این اظهار کنندگان اسلام اما آن طور وارونه که پوستین وارونه می نمایاند را به تصویر می کشد. پدیده ای با نام گروه های اسلامی داعش و النصره و سایر چند ده گروه نظیر این ها که پس از گذشت سالها دوباره فریاد (( لا حکم الا لله )) سرداده اند و  چون خود خارجی اند همه را تکفیر می کنند و قساوت عمر را با نادانی ابوموسی اشعری در راه نابودی کشورهای اسلامی بکار بسته اند.

"مردمى به ظاهر اهل عبادت ولى ، ناپرهیزگار . بازرگانى سود نابرده ، ..... جمعى به گناهکاران نسبت جویند و پاکدامنى سبب شگفتى گردد و پوستین اسلام به گونه‏اى وارونه پوشیده شود . "

حدود 5 سال پیش که بهار عربی منطقه خاور میانه را تحت تاثیر قرار داده بود اعتراض های مردمی به حکومت حزب بعث سوریه و حکومت بشار اسد در حمس و حما و درعا و چند شهر دیگر پدید آمد؛ آن زمان نه بشار و نه هیچ یک از مخالفین فکر نمیکردند که نا آرامی های سوریه علاوه بر ویرانی کشور و تبدیل شدن به جنگ داخلی خانمان سوز منشاء ایجاد گروه های بنیاد گرایی شود که نه تنها سوریه و مردم مظلومش را بلکه تمام جهان را تهدید میکند. اکنون بعد از 5 سال بسیاری از تاسیسات اقتصادی، چاه های نفت و شهرک های صنعتی و حتی زمین های کشاورزی سوریه در جریان جنگ تخریب شده اند. استان رقه و بخش هایی از استان های حسکه حلب و دیرالزور در دست پوسین وارونه اسلام یعنی داعش افتاده و در چند روز گذشته  مرکز  استان ادلب یعنی شهر ادلب به طور کامل در اختیار جبهه النصره و سایر گروه های هم پیمان این گروه از جمله احرار شام و غیره افتاده است و با این تحولات کنترل دولت به شمال کشور سوریه بسیار ضعیف تر از سال های گذشته است. اوضاع حلب به عنوان پر جمعیت ترین استان سوریه ( استانی حائل بین داعش و جبهه النصره در شمال سوریه ) وخیم است و خبر ها از مرکز این استان یکی از پر جمعیت ترین و مهمترین شهر های سوریه، حلب حاکی از تخریب بخش های زیادی از این شهر است بطوری که این شهر تامین برق نداشته و قسمت هایی از آن در کشاکش جنگ چهار جانبه داعش، ارتش آزاد و جبهه النصره و نیرو های دولت به طور کامل ویران شده است. شاید بتوان گفت بیش از تخریب ها باید نگران شهر های شیعه نشین در مناطق درگیر بود که خطر مرگ می تواند آنها را تهدید کند. جنگ داخلی سوریه باعث شد 90% درصد منابع نفتی کشور از اختیار دولت خارج شود و درآمدی شود برای گروه های بنیاد گرای درگیر در منطقه. از جمعیت 23 میلیونی سوریه قبل از شروع جنگ حدود  5 میلیون نفر با حضور در اردوگاه های مرزی و یا در کشور های دیگر از کشور خارج شده اند. بسیاری از مدارس تخریب شده اند و امکان ادامه تحصیل بسیاری از نسل های آینده سوریه ( حدود یک میلیون محصل) سلب شده است.

طبق آمار های سازمان ملل سن امید به زندگی در سوریه 20 سال کاهش یافته و نرخ بیکاری سوریه که قبل از جنگ کمتر از 9 درصد بود اکنون به 58% رسیده است. هر روز عده زیادی در نقاط مختلف کشور به فجیع ترین شکل ممکن کشته می شوند و این بخش کوچکی بود از غم سوریه. هر چند که باید با نهایت حسرت و دل سوزی این جمله را می نویسم و حقیقتاً برای مردم مستضعف و مظلوم سوریه دلم می سوزد که این کشور شاید در حدود 200 سال یا بیشتر پس رفت کرد و کل آمال و آرزو های جوانان در سوریه بر باد رفته است.

از سوریه که بگذریم در عراق اوضاع کشور به گونه ای رقم خورده که همکنون کشور عراق با آن همه ثروت و جلگه های پر از آب و استعداد نفتی و کشاورزی عملا به سه قسمت مساوی تحت سیطره داعش، قسمت در دست دولت و قسمت در اختیار کرد ها تقسیم شده است هرچند کرد ها و دولت همکنون با دشمن مشترکشان داعش مبارزه میکنند ولی در حوالی کرکوک و اربیل کرد ها از پرچم خودمختار خلق کرد استفاده می کنند و این جنگ داخلی باعث اختیارات بیشتر کرد ها شده است که خود در آینده عراق تاثیر گذار خواهد بود. از حوالی خرداد 93 که داعش کنترل یک سوم خاک عراق و شهر مهم موصل (دومین شهر عراق) را در اختیار گرفت همه مردم عراق طعم تلخ جنگ داخلی با آن همه خسارات سنگین را درک کردند. شهر تکریت که اخیرا قسمت اعظم آن با کمک نیرو های مردمی  دولت و پلیس عراق و کمک نیرو های نظامی اعتلاف و ایران آزاد سازی شد بسیاری از زیر ساخت ها و تاسیسات مهم خود را از دست داده است و این همه خسارت های سنگین به عهده مردم عراق است. هر چند که این آزاد سازی موفقیت بزرگی برای ملت عراق است چرا که این اولین باری بود که داعش متحمل عقب نشینی از شهر های مورد تصرف خود می شد. کشتار شرم آور و نمود زشت پوستین وارونه اسلام و خوارج نوخاسته در عراق حوادثی مثل پادگان اسپایکر را در این کشور رقم زده است که شاید به نظرم اگر حضرت امیر (ع) الان در این دوره حاضر بودند برای این فاجعه هم مثل بازکردن خلخال از پای زن مسلمان در مرزهای اسلام، میگفتند اگر کسی از غم این ماجرا بمیرد روا و بجا خواهد بود کشتار 2000 سرباز مظلوم زیر 22 سال بدون دلیل توسط داعش که فقط یک نفر از آن بین موفق به نجات شد و جالب این است که برای مردم دنیا جان 2000 عراقی در برابر جان چند آمریکایی اهمیتی ندارد داعش هر یک از کارمندان دولت  سوریه و عراق را  به خاطر نپیوستن به دولت اسلامی خود خوانده تهدید به اعدام کرده است.

اینها بخش کوچکی بود از رنج روز افزون ملت عراق و سوریه. نمیدانم چرا ولی واقعا این دو ملت مظلوم را مثل هم وطنان خودم می دانم و دلم میسوزد از این جنگ داخلی خانمان سوز. بنظرم این اوضاع و جنگ داخلی حالا حالا ها ادامه دار خواهد بود و باید دید کی این جنگ بیهوده پایان می یابد.

در مورد داعش

درباره ریشه ایجاد داعش باید به حمایت ایران و روسیه از حکومت بشار اسد از طرفی و حمایت دولت های قطر، آمریکا،کویت و ترکیه و سعودی از مخالفین او از طرف دیگر توجه نمود. علت حمایت ایران از بشار اسد واضح است مخالفت او با اسرائیل و حضور در خط مقاومت چرا که قطعا نوع حکومت و سابقه کشتار حزب اخوان المسلمین سوریه در دوران حافظ اسد و بشار اسد و همچنین ریاست جمهوری مادام العمر او اصلا قابل دفاع نبود ( هرچند که در رفراندوم سال 2013  در بحبوهه  جنگ داخلی این مورد بظاهر حذف شده است.) حمایت و کمک های ایران و روسیه از بشار و حمایت های مالی آمریکا  قطر و ترکیه باعث ایجاد جنگ داخلی انسجام یافته شد که هیچ یک از دو طرف فکر نمی کردند این تزریق تجهزات نظامی و مالی می تواند باعث قوت یافتن گروه های بنیاد گرای متمایل به القاعده و سلفی گری شود در واقع گروه های داعش و النصره به این جهت از خطر ناک ترین گروه های تروریستی اند که با بهره گیری از فهم کم عده ای از اهل تسنن و مسلمانان اسلام نشناخته تازه مسلمان سایر کشور ها و یا افراد مسلمان مخالف بشار اسد به بهای اخلاص آنها و شهادت طلبی و جنگیدن با فداکاری (که خود حاصل کم بینشی اسلامی این گروه ها است) تمام گروه های دیگر را مرتد بدانند یا با شدید ترین وجه با آنها رفتار کنند. آنها به عنوان نمونه در شهر بزرگ مثل موصل برای افراد شیعه و مسیحی شرط تعیین کرده اند که برای تردد باید از بازو بند  (ر) (برای رافضی) و (ن) (برای نصرانی) استفاده کنند و برای ماندن در شهر باید جزیه بدهند یا این که اموالشان به مصادره داعش درآید. آنها  کشتن کرد ها و سایر گروه های مسلمان را که با آنها به جنگ برخیزد را به ادای تشکیل دولت اسلامی مباح می دانند. طبق تحقیقات این جانب آنها حتی کشورهای عربستان و آمریکا را (به ویژه که آمریکا که در سخنرانی های داعشی ها سگ یهود خوانده می شود) و البته ایران را بشدت تهدید می کنند و اعلام برات می کنند (البته گروه جبهه النصره بر خلاف ادعا های ظاهری داعش هم با رژیم صهیونیستی روابط حسنه ای دارد و هم رژیم سعودی.) آنها حداقل در ظاهر همه را ترد می کنند ولی آنچه مسلم است از هیچ پشتوانه عقیدتی و منطق بینشی استواری در اعمال خود بهره نمی برند مسلک آنها ساده است تمرکز بر اصل اسلامی جهاد و تبعیت از خلیفه خود خوانده. به واقع می توان داعش را  تلفیقی از حق و باطل خواند که ظاهر اسلام را با باطلی شوم آمیخته است و به نظر من این ها همه زاده ناآگاهی است و بس؛ در قسمت بعد در مورد ریشه داعش بحث میکنیم اما نکته مهمی که باید اشاره کرد این است که معضل پیش روی سوریه و عراق را می توان حاصل چند مورد دانست. اول خودکامگی بشار اسد و سابقه حکومت اسد ها بر سوریه؛ دوم سیاست های اشتباه کشورهای حامی اسد مثل ایران و روسیه و همچنین کشورهای مخلاف بویژه بویژه (تاکید خاص) ترکیه و آمریکا و کشور های نظیر قطر و عربستان که باعث ایجاد زمینه برای فعالیت امثال داعش و سایر گروه های تکفیری شده اند. البته شاید بتوان نقش ایران و روسیه را در این قائله خیر خواهانه تر دانست. سومین عامل شامل زمینه های دلایل ایجاد ریشه های فکری داعش و جبهه النصره است که در قسمت زیربه آن می پردازیم.

زمینه های شکل گیری ریشه های فکری گروه های تکفیری

حقیقت این است که داعش و النصره آن طور که از ظواهر کارهایشان بر میاید در واقع نوعی واکنش روانی انزجاری اند بر سیر دور شدن انسان معاصر ( به ویژه مسلمانان معاصر) از احکام و سنت های اسلامی و تغییر نرم سبک زندگی سنتی اسلامی به سمت سبک و معیار های زندگی غربی و به نظر میرسد که این فرآیند چون در کشورهای کمتر توسعه یافته ای مثل افغانستان، سوریه و عراق که از تحصیلات دانشگاهی کمی دارا بوده و همچنین نفوذ فرهنگ غربی در این کشورها بی قید و فیلتر بوده است بیشتر از سایر کشور های اسلامی بوده است. به عنوان نمونه دستور داعش بر سوزاندن سیگار ها در کل مناطق تحت سلطه که این بحث را تایید می کند. در واقع ظهور ادای خلیفه برای خیلی از مسلمانان که از دیدگاه های دینی و ریشه عقاید ضعیفی برخوردار بوده اند و از طرفی هر روز بیش از پیش عقاید اسلامی خود را نا اقبال و تضعیف شده دیده اند بهترین فرصت است تا تعادل ذهنی خود و دین خود را به دین اسلام ابراز کنند به ویژه که در سوریه با آزاد بودن نفوذ فرهنگ غرب و در عین حال زمینه اسلامی این کشور و حمایت بشار اسد از تجدد و تمایل برای برخواستن بر علیه او باعث ایجاد گروه های تکفیری شده است همان طور که اشاره شد این گروه های هرگز به مبانی ایدئولوژیک نمی پردازند و صرفا از معصومیت مسلمانانی که از اسلام خود می خواهند دفاع کنند و راهی جز جهاد ندیده اند می خواهند بهره برداری کنند. البته این بنده صهیونیستی بودن ریشه های اصلی داعش را رد یا تایید نمیکنم ولی بعید نیست که ماجرا هدایت شده باشد به عنوان مثال داعش که خود را دشمن شماره یک یهود می داند چرا بجای اینکه تخریب بلاد اسلامی عراق را هدف خود قرار دهد به سمت اسرائیل هجوم نبرد؟ این سوال و بعضی سوالات دیگر باعث می شود نتوانیم هدایت این گروه ها را از یک هسته فکری رد کنیم؟

در انتها با تمام وجود دعا می کنم که این مصیبت از دوش برادران مستضعف و به معنی واقعی کلمه مظلوم سوریه و عراق برداشته شود و داغ این حسرت باقی مانده  بر دل  نه تنها هر سوری و عراقی بلکه هر مسلمان، پاک شود. به امید آن روز.  

داعش در گذر تصاویر(منبع تصاویر سایت فرارو)

/ 0 نظر / 5 بازدید