اسلام خوش، اسلام خرم

اسلام خوش، اسلام خرم

به نام خدا

در دوره زمانه ی عجیبی زندگی میکنیم، گاهی فرع ها، اصل و اصل ها، فرع می شوند.به راحتی در برابر دیدگان همه. اما نه  نگاهی به تاریخ می گوید نه همواره دوره زمانه همین طور بوده است؛ حق باطل گاهی به جای هم، ایقان و تردید در کنار هم.

این است که ما اسلام را برای خوشی می خواهیم نه ناخوشی. آزادگی را در بند اسارت خود می کشیم، حصار زندان های خیلی از این انسان نمایی ها منفعت پوچ دنیایی می شود، راحتی می شود و نهایتاً  زندگی به اندازه شغل و پول افول می کند. انسان که در ورطه  پوچی و زبونی می افتد از آن غنی نمی شود و پر شتاب تر از پیش در فراموشی خرود گوی سبقت را از دیگران می رباید.

استاد مطهری جایی میگفت افرادی در سراشیبی عمر خود زندگی می کنند و زندگیشان را ببینی تا چند نسل بعد از خودشان مال و ثروت دارند و باز در پی افزایش ثروت از هر کلکی دریغ نمی کنند. اینها چون خدا را از یاد برده اند خودشان را فراموش کرده اند چرا که اگر این طور نبود برای خودشان کاری می کردند و نه برای دیگران. ولی افسوس که خیلی هایمان به این بیماری دچاریم؛ دائم در گیر روزمره گی های پوچ دنیا می شویم و در میانه های راه از مقصد فراموش می کنیم. از دنیا همین که هدف نباشد کافی است و بس. بیش و کم بودنش هر دو به یک اندازه می تواند مصلحت و نیک باشد مادامی که هدف قرار نگیرد.

چقدر نگاه کردن به انسان ها از پشت عینک مادی گرایی نا جوانمردانه است. اسلام این پاک ترین ردای تسلیم در برابر حق  چه در سهایی به ما آموخته که از یاد برده ایم. این که در صدر اسلام فقیر و غنی، عرب و عجم، سیاه سفید در کنار هم نماز می کردند. کسی که تا قبل از اسلام برده ناچیزی محسوب می شد برابر بود با شاخص ترین سران قریش. برابر برابر؛ از این که امروز میلاد کسی را جشن گرفتیم که آزادگی را معنا می بخشد، امام حسن مجتبی (ع) که می گویند سه بار نیمی از ثروت خود را انفاق کرد. ثقیل است و سنگین حتی در کلام. اندیشه و عمل متحیر می ماند از چنین تعالیمی از حماسه حسینی و آن کلام گهربار امام حسین (ع) که می فرماید (( ﺃلا حره ﻳﺪﻉ ﻫﺬﻩ ﺍﻟﻠﻤﺎﻅﻪ ﻷﻫﻠﻬﺎ)) آیا یک آزاد مرد پیدا نمی شود که به دنیا و مافیها ی آن بی اعتنا باشد؟

اسلام چیزی نیست جز درس آزادگی، آزادگی در برابر پول، رفاه و قدرت در برابر دنائت دنیا و در برابر واماندگی ترک دنیا. افسوس که این جمله بر روی کاغذ هم سنگین است و رعب آور به هنگام نوشتن یا خواندن، تا که برسد به عمل. باید تمرین نمود آزادگی را و چه زیبا روزه  درس آزادگی انسان  از بند طبیعت را می آموزدمان.  

/ 0 نظر / 16 بازدید