الهی

الهی!
از خاک چه آید مگر خطا و از علت چه زاید مگر جفا و از کریم چه آید جز وفا.
 الهی!
باز آمدیم با دو دست تهی چه باشد اگر مرهمی بر خستگان نهی.
الهی!
گنج درویشانی، زاد مضطرانی، مایه ی امیدگانی، دستگیر درماندگانی.
گر آب دهی نهال خود کاشته‏ای ور پست کنی بنا خود افراشته‏ای
من بنده همانم که تو پنداشته‏ای  از دست میفکنم چو برداشته‏ای
الهی!
هر شادی که بی تو است اندوه آن است، هر منزل که نه در راه توست زندان است، هر دل که نه در طلب توست ویران است، یک نفس با تو به دو گیتی ارزان است، یک دیدار از آنِ تو به صدهزار جان رایگان است، صد جان نکند، آنچه کند بوی وصالت.
/ 0 نظر / 16 بازدید