امیر
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ امیر
آرشیو وبلاگ
      گاه عمارت (((خاک وجود مارا از آب دیده گل کن)) ((ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد)))
توتمم گم شده است! نویسنده: امیر - ۱۳٩٥/٤/۱٩

دیشب موقع رانندگی، پشت چراغ قرمز آنقدر توی فکر بودم که وقتی راننده خودرو بغلی برای آدرس چند بار صدایم زد نفهمیدم و آخرین کلمه آقا غریق نجات من توی دریای افکارم و راهنمای یک زائر توی شلوغی های خیابان های شهر شد. واقعا انگار از این دنیا جدا شده بودم. فکر در سکوی ذهن خیلی قدرت دارد و پرواز میکند و میسازد و نابود میکند، همه چیز را ممکن میکند و در یک کلمه امپراتوری میکند خدای بلامنازع است همه چیز در قلمرو فکر شدنی است گرچه به واقعیت یک تجسم باشد. ذهن، دریچه انسان محدود است به دنیای نامحدود. آنچه را به دست نمی آورد را در ذهن میابد. شک ندارم که اگر تجسم و ذهن را از بشریت گرفته بودند تا حالا حتما نسل انسان منقرض شده بود و اثری هم از آن باقی نمیماند. در میان آنچه ما حیات میدانیم ذهن بوده است که مرهم وار زخم ها را التیام بخشیده و با نور امید، زندگی را از 2.5 میلیارد سال قبل تر به اکنون کشانده است. انسان هم که برترین حیات هستی است (حداقل تا این لحظه و با دانشی که از کیهان خود داریم) در بدو پیدایشش با برای مقابله با هزاران مشقت این کره خاکی با مادر ذهن خود فرزند روئین تن امید آورده است و در پس دلاوری فرزند ذهن، شب تاریک خود را به طلوع فردا رسانده است. آنچه که ما در مورد حیوانات غریزه میدانیم بنظرم اثر جادوی امید  است که با اکسیر زمان بر قامت حیات ریخته شده است. یک واکنش جادویی.    

البته به نظرم همیشه برونداد امپراطوری ذهن خوشایند نیست و در طول تاریخ همه نوع کاری کرده است اما قطعا ویقیناً گوهر باارزش امید و ارمغان رویا و توتم را به زندگی ارزانی داشته است. با این تعبیر ذهن می تواند بهشت باشد و بی جهت نیست که عده ای به بهشت روحانی معتقد هستند. بهشتی در دنیای سه بعدی و ماورائی ذهن. دنیایی فراتر از چند واکنش شیمیایی و ارتباط نرون های مغزی.

این روز ها ذهن من شده یافتن توتمم. یافتن اکسیر امید ام، یافتن گمشده ام، یافتن کلید بهشت ذهنم. بی توتم بودن مهلک ترین بیماری دنیاست. دوست دارم خانه به خانه این شهر را بگردم تا توتمم را پیدا کنم. بی پروا زار بگریم تا آتش نبودنش را خاموش کنم.        

«هر کسی توتمی دارد

توتمی که با آن عشق می ورزد، دوست می دارد، می پرستد، مینالد، دعا می کند، می گرید، اشک می ریزد، انتظار می کشد، صبر می کند، اخلاص می ورزد، ارزش می نهد، درد می کشد، رنج میبرد، ایثار می کند، می گدازد.

 توتتم هر کسی خود اوست که در خارج از وی وجود یافته و مجسم شده است»1

توتمم تجسم کلید بهشتم است. شوق بیدار شدن صبح هایم است.

توتم یک راننده تاکسی شیک و سالم بودن تاکسی اش است. توتم یک کشاورز زمین پر محصول اش است. توتم یک چوپان گوسفندانش هستند. توتم یک پزشک بیمارانش است. توتم یک فروشنده مغازه اش است. توتم یک سیاست مدار حزب و جناح و معادلات اش هستند. حتی کودکان هم توتم خودشان را دارند و هر روز را به شوق اسباب بازی ها و کارتون ها بیدار می شوند. توتم تجار تجارتش است ، توتم یک معلم دانش آموززانش هستند و این روزها توتم دانشگاهیان چند ورق مقاله.. ...

هر چقدر بیشتر مینویسم دلم بیشتر میشکند. همه توتم خودشان را دارند آخر توتم بال پروازی از جنس شوق است. مرهم طاعون گذر زمان است. برای کسی که توتم ندارد یا کسی که توتمش را از دست داده باشد ، کوفتن ثانیه ها بر روی یکدیگر بسیار پرصدا تر است.  

توتمم پول نیست؛ بود و نبودش را تجربه کردم اثری نداشت. توتمم موفقیت هم نبود همه دار و ندارم را حاضرم فدایش کنم. توتمم زمانی کتاب بود زمانی سیاست، زمانی درس و نمره، زمانی طبیعت و دوستان، توتمم حتی نوشتن هم نیست.  توتمم کجاست نجوم است؟ تکامل؟ ژنتیک؟ آفرینش؟  ... نه نیستند. توتمم میان این همه گم شده است شاید زمانی توتمم این ها بودند اما اکنون نمیدانم توتم ام چیست.  

بی توتم آدم در سفرش میماند، یک کوچ نا تمام میشود، یک سوال بی پاسخ، آدم بی توتم یک پرونده بسته نشده است.

بی توتمم به نوجوان هایی که با موتور سیکلت در خیابانها تک چرخ میزنند یا حتی به شب گردهای شهر که در جستجو میان زباله ها پرسه میزنند حسرت میخورم. 

1- توتم پرستی (Totemisme) (علی شریعتی)

  نظرات ()
ان بر لب برجام نویسنده: امیر - ۱۳٩٤/۱٠/٢۸

به نام خدا

جان بر لب برجام

در حالی که روز گذشته به عنوان روز اجرای برنامه جامع اقدام مشترک از سوی ایران و 5+1 اعلام شد و تحریم های مالی- بانکی کشور لغو شده است، شرایط خاصی بر فضای رسانه ای و سیاسی کشور حاکم است. دولت و شخص رئیس جمهور به ثمر نشستن برجام را یک اقدام مهم و سمبل عمل به تعهدات انتخاباتی خود میداند. می توان گفت که اکثریت جامعه با این توافق موافق هستند از سوی دیگر عده ای هم هستند که جام برجام بر لبانشان نه تنها گوارا نیست بلکه جان را به لب رسانده است. تلویزیون ملی نیز با رویکرد محتاطانه با گرایش های راست پیش میرود. عموم جامعه (منظور قشر کف جامعه) درگیر درگیری های روزمره با تاثیری که از اقتصاد بیمار ایران می برند، هستند و دعواهای سیاسی و اعتقادی کمرنگ تر از همیشه تاریخ ایران برایشان ظاهر شده است. انصافاً هم که به تاریخ کشور از دهه 50 تا کنون نگاهی بیندازیم می توان گفت ساختار نفوذ سیاسی در عقاید و ایدئولوژی افراد جامعه از گداختگی دهه 50 و 60 رو به سردی گذاشته است.  

یک نکته در مورد برجام از نظرم حائز اهمیت است. اول اینکه در صورتی که در طی 5 سال آتی برجام یک توافق پایدار و خوب باقی بماند و مشکلی از سوی طرف های درگیر ( 4 طرف دخیل در مذاکرات که مشیء هر کدام با هم متفاوت است اول ایران دوم آمریکا سوم فرانسه انگلیس و آلمان و چهارم روسیه و چین) پیش نیاید، شاهد اولین تعامل سازنده وسیع در جمهوری اسلامی ایران خواهیم بود چرا که دیدگاه انقلابی جمهوری اسلامی کاملا مبتنی بر عدم اعتماد  به برخی از کشور ها است. عدم اعتماد به جامعه جهانی از نظر من اقدامی درست است اما مساله این است که از دیدگاه عده ای این مساله رویکرد 0 یا 100 دارد. به طور واضح تر عده ای از دلواپسان و گروه های راست در کشور دیدگاه سیاه انگارانه کاملی نسبت به کشور های غربی دارند به نحوی که به طور سیستماتیک هنوز تفکر استعمارگری مطلق برخی از کشور ها در ذهن آنها نهادینه شده است (البته این استعمارگری برخی کشور ها تا حدودی درست است اما مطلق آن درست نیست)؛ برداشت بسیاری از این افراد این است که تمامی قدرت ها در پی عناد، تحقیر و تضعیف صد درصدی و کامل ایران هستند و منطق این کشور ها را قبول ندارند. در واقع این افراد حتی ممکن است به کشوری نظیر آلمان به عنوان یک کشور متخاصم و دشمن نگاه کنند. حقیقت ماجرای این مباحث کاملا سیاسی است و مسائل سیاسی به هیچ وجه نمی تواند با دید همه یا هیچ دیده شود. (که متاسفانه اصولا اشکال گروه های این چنینی همیشه همین مساله بوده است.) برای تایید این مساله دو مثال عینی متاخر می آورم:

اول اینکه طی روز گذشته شاهد تحریم کالاهای تولیدی در سرزمین های اشغالی  در کشور هایی نظیر سوئد انگلیس و اتریش در حمایت از انتفاضه بودیم، یا اینکه نتانیاهو مجبور به جدال لفظی با مقامات سوئدی شد.  این مساله به این معنی است که رژیم اشغال گر تحت حمایت کامل اروپا نیست و نمی تواند باشد و اصولاً کشورهایی هستند که حق طلبانه تصمیم گیری کنند به عبارت دیگر دنیا در مباحث سیاسی این چنینی بی در و پیکر نیست و  در نتیجه دیپلماسی یک مهارت و هنر مهم است. دیپلماسی نه تنها هنر است بلکه یک ابزار مقابله نیز هست. ولی راست‌گرایان اصولاً به جز ایران، سوریه و احیاناً ونزوئلا بحران زده، هیچ کشور دیگری را قابل اعتماد برای گفتگو، تعامل و دیپلماسی سازنده نمی بینند.

نمونه دوم مربوط به بازتاب خبر دستگیری 9 تفنگدار آمریکایی در رسانه های عربی به ویژه کشور های عربی متخاصم با ایران است. برداشت افراد (مشخصاً عربستانی های طرفدار دولت) در نظرات این خبر در آن رسانه ها این بود که آمریکا دارد کشور های عربی را بازی می دهد و دو جانبه رفتار میکند و به دنبال رفتار خوب با ایران است و این اقدام ایران یک جور بازی هماهنگ شده بوده است ( در حالی که میدانیم به هیچ وجه اینطور نیست و این تفکرات ناشی از القائات رسانه ای در آن کشور است) منظور اینکه در دنیای کنونی توازن قدرت وجود دارد و خود شخص اوباما هم از سوی طرف های گوناگون داخلی و خارجی در تعامل و ایضاً فشار است و همه چیز در دست قدرت یک فرد یا یک کشور (به صورت همه یا هیچ) نیست و هر کشوری با سیاست خاص اقدام میکند.

یادم می آید عزیزی میگفت که اقدام آلمان برای پذیرش پناه جویان از سر کسب منفعت نیروی کار ارزان است من، ضمن این که این مساله را رد نمی کنم، معتقدم به هر حال به لحاظ اقتصادی این اقدام تماماٌ سود نیست که سیاست آلمان عاری از هر گونه انسان دوستی بدانیم. اما باید بپذیریم که عده ای از هموطنان ما از پشت عینک بدبینی (دیو بینی تام یا فرشته بینی تام، هیولا بینی صرف، سیاه بینی تام) به کشور ها مینگردند که با موفقیت برجام این مساله میتواند به نوعی کمرنگ شود.

اما یک نمونه تاریخی از بی اعتمادی (دلواپسانه) :

"در آن دوران ( اوایل جنگ منظور است) سیاست خارجی غیر فعال بود. آقای کورت والدهایم (دبیر کل وقت سازمان ملل) چند ساعت پس از حمله عراق و آغاز جنگ، با سفیران ایران و عراق در سازمان ملل تماس میگیرد. وی از سفیر جمهوری اسلامی می پرسد آیا ایران می خواهد جلسه شورای امنیت تشکیل شود که پاسخ سفیر منفی بوده است. وی سپس با وزارت خارجه تماس گرفته، همین سوال را مطرح میکند که وزارت خارجه نیز همان پاسخ را میدهد . استدلال وزارت خارجه این بوده است که سازمان ملل تحت سلطه قدرت های بزرگ و امریکا ست و آنها با هم هم دست هستند. متعاقب این موضع گیری، دبیر کل سازمان ملل در همان روز حمله عراق (31 شهریور 1359) به هر دو دولت ایران و عراق پیشنهاد کردکه مساعی جمیله خود را در جهت کمک به حل مسالمت آمیز برخورد میان دو کشور به کار بندند." (آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، پیری و شربتی ، نقل از روزنامه اطلاعات ص 12 1386) 

مساله دوم در حاشیه برجام، برداشت دلواپسان و راستها از عدم اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی است؛ چیزی که مسلم است خیلی از افراد اعتقاد عملی و یا دانش فرآیندی نسبت به پیاده سازی آن ندارند و کم کاری در این زمینه وسیع است (به نظر من اقتصاد مقاومتی همان سیاست رشد کشور است و چیز جدید یا معجزه جدیدی نیست که خواسته هر کشوری است). اما شخص آقای روحانی بدون هیچ دیدگاه حب و بغض نسبت به وی عامدانه، به دنبال نادیده گرفتن آن نیست و واقعا این طور نیست که ایشان خائن به کشور باشد که از اقتصاد مقاومتی حمایت نکند بلکه کشور عموما آنقدر مشکلات و مسائل دارد که ایشان کاری بیشتر از این بر نمی آید و اصولاً برجام نه تنها بر ضد این سیاست نیست بلکه می تواند در کنار سیاست های میانی ( در سطح مدیران میانی) تسهیل کننده آن باشد. به نظر من تنها سه عامل با اقتصاد مقاومتی متقابل است که مانع اجرای آن می شود: 1- ترویج فرهنگ مصرف و منفعت طلبی و راحت طلبی و زرنگی در میان توده جامعه 2- معدود افراد مفسد در میان بخش های تصمیم ساز و منابع کشور 3-سیستم اداری و منابع انسانی در انواع صنایع و خدمات کشور که مبتنی بر اقتصاد مقاومتی نیست و فشل و ناکار آمد است ( و افراد خوب و کارآمد در درون خود هضم می کند چرا که سیستم نقش مهمی دارد و سیستم را یک فرد به تنهایی نمی سازد). 

امسال یکی از سالهای مهم در تاریخ کشور بود اما متاسفانه من به خاطر مشغله ها کمتر وقتی برای نوشتن یافتم.

  نظرات ()
چند دقیقه برای یک منای ابدی نویسنده: امیر - ۱۳٩٤/٧/۱٠

به نام خدا

چند دقیقه برای یک  منای ابدی

یادداشت

جای تعجبی نیست که اکنون که در هفتیمن روز فاجعه منا بسر می بریم، عربستان سعودی هنوز تعداد کشته ها را همان هفتصد و هفتاد و اندی نفر اعلام میکند، دولت ها همیشه میخواهند خود را بهترین و الگو بدانند. فاجعه بسیار تلخ بود تعدادی از مسلمانان از جمله عده ای از هموطنان مان در گرمای بیش از 50 درجه و در آن شلوغی و ازدحام بخاطر عدم برنامه ریزی و مدیریت با بدترین شرایط جان دادند. بدیهی است که دمای بدن 37 درجه است که افزایش بیشتر چند درجه آن به مرگ منجر می شود، چه برسد که فشار جمعیت و حضور مستقیم آفتاب بدون منبع تامین آب بدن نیز باشد. در آن شرایط سخت ازدحام و با وجود آفتاب که قدرت خود را به رخ میکشید، نبود راه فرار، و بیفکری یک عده که هدف حضور آنها خدمت به زائران بوده است در حالی در آن روز تنها کارشان مشاهده کشته شدن بیش از 4000 نفر انسان بوده است، فاجعه بسیار تلخی است. بویژه دقایق آخری که در بدترین شرایط گرما و فشار و تشنگی سپری شده است به این بها که یاد آن انسان ها در خاطره منا ابدی شود و اشهد خواندن عده ای مظلوم که ناگهان خودشان را در چنگال مرگ دیده اند فراموش نشود. اینکه یک عده این طور غریبانه  و بخاطر سوء مدیریت کشته شده اند واقعا فاجعه دردناکی است. وقتی دریک عمل مذهبی این چنین مسائلی رخ میدهد، جای تاسف بیشتر است مخصوصا اکنون که حوادثی مانند حضور داعش، دو فاجعه دردناک در حج امسال، مهاجرت اتباع کشور های بحران زده اسلامی به سوی اروپا و سوزاندان فرخنده ملکزاده، همه و همه در مدت کوتاه اخیر چهره اسلام را تخریب نموده است.

اما در حاشیه این مساله برخی از مسائل واقعا قابل تامل است، برخی شایعات مبنی بر استفاده از گاز شیمیایی برای کشتن حاجیان ایرانی توسط نیرو های امنیتی عربستان یا لگد گذاشتن بر گلوی مجروحان ایرانی و مسائلی از این دست به طور آزاد در رسانه ها مطرح میشود، حتی این مسائل از طریق شبکه های سیما از معاون سازمان حج و زیارت کشور پرسیده شد؛ ایشان پاسخ مناسبی دادند که جالب توجه است. پاسخ این بود که واقعا چنین مسائلی نمی تواند صحت داشته باشد و این مسائل در این ابعاد واقعی نیست. (البته خصومت بین دو کشور و به فراخور موذی گری و تضاد قابل کتمان نیست) همچنین ایشان در ادامه صحبتی کردند که من با آن موافقم و آن این که قطعا سوء مدیریت و بی تدبیری غیر قابل بخشش و بزرگی توسط برگزار کنندگان مراسم رخ داده است اما این که عربستان عمدا این اقدام را کرده و یا به فرض به خواهد مجروحین را عمدا بکشد،غیر واقع به نظر میرسد. به گذشته که نگاه میکنیم میبینیم همیشه عده ای حوادث رویداده را عمدی تلقی می کنند و افرادی را به آن متهم می کنند. ( جالب اینکه من حتی افرادی را دیده ام که آمریکا را مسئول حادثه منا می دانند و به این خاطر شعار مرگ بر آمریکا داده اند، یا برخی از رسانه ها ی رسمی خبر هایی از اطلاع یک روزنامه نگار یهودی از این ماجرا پخش نموده اند). به نظر میرسد این طور مسائل بیشتر به عنوان خوراک جنگ رسانه ای و جنبه افزایش مخاطب رسانه کاربرد دارد تا واقعیت . احتمال این که واقعا عمد و غرضی در کار باشد کمتر از یک درصد است. 

ان شالله خدا ارواح کشته شدهگان این حادثه را غریق رحمت کند.

  نظرات ()
بابک مقصر بود یا.... نویسنده: امیر - ۱۳٩٤/٧/۳

باسمه تعالی

بابک مقصر بود یا....

بابک زنجانی متولد 1353 در، تهران مالک 64 شرکت در 6 کشور، و 25 هزار میلیارد تومان ثروت بود که تاریخ  ایران نامش را فراموش نمی کند. کسی که در 9 دی 1392  طی یک حماسه خود جوش دستگیر و اقامت در اوین را تا این لحظه تجربه کرده است. کارگر طلا فروشی سبزه میدان در سالهای اولیه بعد از جنگ، تا سال 92 صاحب 13.5 میلیارد دلار ثروت شده بود اما چگونه؟

اما چگونه؟

اصولا در ایران کنونی افتادن هر اتفاقی ممکن است و اصولا هیچ غیر ممکنی وجود ندارد. این به این معنی است که عبارت "اما چگونه" در سطر قبل نه از روی تعجب بلکه از روی شیوه و نحوه است. وگرنه مردم کشور عزیز ما که از این ماجراهای فراموش شده کم نشنیده اند. ماجراهایی که اولش یک اسم علم شده است که بله، اطلاع رسانی کرده ایم. اما این که چه زمانی چنین اتفاقی افتاد چگونه 9 هزار میلیارد تومان گم شد و اثری از آن نیست، چه مکانیزمی این اجاره را داد و دستگاه های نظارتی کجا بودند را کسی نمیداند.  برای امتحانش کافی است بروید از چهار تا آدم کوچه بازاری بخواهید که کل دانسته های خود را از دانه درشتهایی مثل مه آفرید خسروی، رضا ضراب، بابک زنجانی و  محمود رضا خاوری بنویسند، به جرات می توان گفت بعید است اگر بعضی ها بشناسند و بتوانند حتی یک پاراگراف بنویسند. رسانه ها ما را مهندسی (ابتدا واژه دیگری به کار رفته بود) می کنند. روشن تر از روز است با این سکوت محتاطانه رسانه ملی و این ساز و کار های عجیب وزارت نفت و دستگاه های گل و گلاب نظارتی کشور و دین و ایمان و شیعه بودن های برخی از دست اندرکاران، و فرآیند راضی سازی دوستان دلواپس که برخی از اسم ها و چیزها شدیدا دلشان واپس میکند اما همان دل به برخی چیزهای دیگر واکنشی نشان نمیدهد، آخرینش باشد، کما اینکه اولینش نیز نبوده است. لذا با توجه به اصل تکامل  وقتی دوساله از 3 هزار به 9 هزار رسیدیم با یک استدلال استقرایی میتوان اختلاص سال 94 را هم با رقم 27 هزار میلیارد تومان تبریک بگوییم. البته شاید الان خبری نباشد و مثلا در دولت بعدی بفهمیم که ای وای چه کسایی چه کار ها میکرده اند.

عجیب اینکه ملت ما، همان ملت همیشه در صحنه از پشت صحنه ها خبر ندارد و یک سری افراد نگران فلان بند و فلان ماده در برجام هستند و تجمع میکنند و راه می افتند اما همین ها، وقتی یک باره موسسه مالی با 15 سال سابقه منحل می شود و یک عده سرخورده میشوند یا فلان شرکت بزرگ چون پارا از گلیم خود فراتر نموده با حکم قضایی و بعد با یک سری فساد های خاص که معلوم نیست نتیجه اش چه بوده است، یا اینکه طبق برآوردهای رسمی برخی از خود آقایان کشور روزی 10.2 میلیارد دلار زیان  کاغذ پارها را می بیند، چیزی نمیگویندو اصلا دلشان تکان نمی خورد.

بنظرم این بابک نیست که مقصر اصلی است؛

دلیل اول و مقصر اصلی این مساله، عجیب بودن کشور است که پشت سرت را که نگاه میکنی میبینی چه آدم ها بد و ددمنشی رئیس جمهور بوده اند و کسی نفهمیده و  همه آنها اگر دوباره بیایند رد صلاحیت می شوند، و  جالب تر اینکه برخی هم صلاحیت شان محرز نشده است و عین حال مصلحت دارند. یا اینکه می بینی همین شرکت محترم و وزین ملی نفت ایران یک قراردادی میبندد بعد میبیند چقدر قرارداد بدی بوده است و میزند زیر قرارداد و طرف مقابل هم به دادگاه لاهه شکایت میکند و تاقران آخر پول را میگیرد. یا یک وقت قانون می آید دبستان 9 کلاسه بعد معلوم میشود که چه خیانتی بوده 9 کلاسه و 6 کلاسه خوب است یا سربازی دو سال آنقدر گل و گشاد میشود که همه از طورش رد میشوند بعد فردا صبح یک فرد مسن با کمترین دانش برنامه ریزی به این نتیجه میرسد که قانون های خلق­الساعه قبلی باید همه لغو و  خدمت مقدس 24 ماه شود و این از منویاتی است که باید سریع هم انجام شود.  چند وقت پیش یکی از این بند های خدا در مجلس شورای اسلامی آمده بود تو مسجد محل اذهان را برگرداند روی خط رد برجام، گفتند چرا حالا آمدی حالا که توافق بسته شده، میگفت ما اصلا تا همین چند وقت پیش خبر نداشتیم!!!

دلیل دوم هم معلوم است، قانون گریزی در گوشت و پوست و خون برخی از هم وطنان نهادینه شده است . اصلا زندگی برایشان شیربنی ندارد اگر یک کار را از طریق قانونی اش انجام دهند. کار به سالم یا ناسالم بودن فرد نداریم ولی بستر فساد های گسترده در کشور همین بی توجهی به قوانین و استثناء دار بودنش است. حرف در این بخش فراوان است که اکنون مجالی برایش نیست.

دلیل سوم که از همه بدتر است سنگ شدن برخی از اذهان بر روی برخی موارد است. برخی از عزیزان چون یک طرز فکر برایشان آنقدر مقدس شده که اصلا ممکن نیست در آن شیوه اشتباه رخ دهد، هر توجیهی که به آنها در این زمینه ها به آنها داده شود قبول می شود، افراد دچار این وضعیت در ذهنشان برخی از سوال ها به طرز شگفتی شکل نمی گیرد. خیلی عجیب است. مثلا  سوال در مورد جایگاه مرگ بر برخی و رسالت و نحوه و هدف آن و اینکه از کی تا حالا روسیه حافظ منافع اسلام و مسلمین شده است؟    (البته منظور قبول سازش و تسلیم اعتقادی در برابر شرق و غرب نیست بلکه انتخاب بهترین روش مساله است.این مساله برمیگردد به مساله شناخت قیام امام حسین(ع) و سایر ائمه هدی مانند امام رضا (ع)، امام صادق (ع) چون ما میدانیم شهادت مظلومانه امام حسین به همراه خانواده و انتخاب آن شرایط از سوی امام و در مرکز جهان اسلام آن روز و نقش افشاگرانه حضرت زینب (ع) جنبه احیاء یک باره و حادثه مترتب اثر و نقطه عطف در جمع نظر ها برای براندازی دودمان ظلم بوده است. و گرنه وقتی سیره امام رضا (ع) را مشاهده میکنیم میبینیم در مقابل مامون که شیوه مقابله ملایم  را انتخاب نموده است( با فرض قبول چنین شرایطی در شرایط کنونی) قیامی قهر آمیز رخ نمیدهد چرا که مترتب اثر کافی نیست. بازهم توضیح لازم است که این جملات به معنی اتخاذ  منفعت طلبی و راحت طلبی نیست و در شیوه همه امامان معصوم انقطاع به سوی خدا و شهادت طلبی و نفی مادیگرایی مسلم است )

و سوال های بیشمار دیگر .

 از دیدگاه این افراد کشور همیشه در حال رشد، رویش است و همه چیز آرام است (درحالی در همانطور که رسانه ملی نشان میدهد، سیل و طوفان و شورش و تظاهرات و هزار بلای دیگر در بقیه کشور ها مخصوصا در آن کشور های بد زیاد رخ می دهد). شناخت این افراد وابسته به یک سری مسائل جامعه شناسی و روانشناسی است که باز هم در حوصله این مطلب نیست.

از این مسائل که بگذریم حالا باید تا n سال دیگر صبر کنیم بینیم آخر پرونده بابک و شرکت سورینت بسته می شود یا خیر؟

سخنرانی روحانی در مورد زنجانی

 دانلود آخرین اظهارات بابک زنجانی

 

 

 

  نظرات ()
به مناسبت روز عرفه و عید قربان نویسنده: امیر - ۱۳٩٤/٧/۳

به نام خدا

به مناسبت روز عرفه و امروز که عید سعید قربان است لینک کتاب توحید و شرک که مربوط به یکی از سخن رانی های دکتر علی شریعتی در جوار مکه مکرمه است، قرارداده شده است. امید واریم به حق این روز بزرگ و سنت ابراهیم و اسماعیل خدا سایه فهم نادرست را از جهان اسلام کنونی بردارد، که اسلام در این روزها مظلومتر از همیشه است. بخصوص که حادثه های دلخراش سقوط جرثقیل و کشته های تجمع منا متاسفانه تاثیر و تبلیغ بدی برای اذهان جهانیان از اسلام رقم زده است.

دانلود کتاب توحید و شرک دکتر علی شریعتی

  نظرات ()
چرا همه چیز در ایران عالی است؟! نویسنده: امیر - ۱۳٩٤/٦/٢۱

باسمه تعالی

یادداشت

چرا همه چیز در ایران عالی است؟!

مقبولیت

همیشه در طول تاریخ افرادی بوده اند که بدون یک اندیشه بررسی شده و غنی، به تصمیم گیری پرداخته‌اند و از آنها بدتر کسانی بوده اند که خود را با زیبا ترین تعابیر پیرو تصمیم ها معرفی نموده اند و سینه در راه آن چاک داده اند و در پی اشخاص یا جریان ها با فلسفه خوب انگاری، اقدام به تبعیت نموده اند. به این دلیل است که می بینیم زشت ترین رفتار ها و مخرب ترین شیوه ها و ذلالت بار ترین رسوم خود در دوره هایی رایج بوده است. چرا که به قول امیل دورکیم، در طول توسعه جامعه بشری جامعه مقدم بر فرد است، یعنی اصل مشروعیت، ارتباط اجتماعی در میان نوع انسان را تنظیم می کند.  و این هرچند که ثمر به او می رساند و در بحث رعایت حقوق لازم است اما او را ناخواسته در بند مقبولیت اسیر می کند و اینگونه او را اجتماعی می کند. چرا که اجتماعی شدن یعنی پذیرش قوانین جامعه و عمده ای از فرهنگ های پنهان. در دنیای کنونی یک انسان دیگر در فرهنگ خود و عقیده اش آزاد نیست و با رضایت کامل فرهنگ ها و اندیشه ها را در کنار اصول منطقی و لازم یک زندگی اجتماعی می پذیرد و در عمل نمی تواند در مقابل اندیشه های اجتماع نیز مقابله نماید؛ در حالی که یک انسان را با اندیشه اش می شناسیم، می بینیم در دنیای نوین اندیشه او اسیر نیاز به مشروعیت شده است و کمتر کسی است که در حوزه عقیده و به ویژه رفتار، خود را از بند آن رها کند. نیاز به مقبولیت و مشروعیت از اندیشه تا ناخودآگاه را تحت تأثیر قرار می دهد و گاهی یک رفتار حتی برخلاف فلسفه اولیه اش به رغم اشتباه بودنش با مکر مقبولیت در جامعه تکرار میشود .و بدترین بخش مساله اجتماعی شدن، نیز به مقبولیت در رابطه با اصول اساسی زندگی یک انسان بر میگردد در جایی که او باید فلسفه وجودی خود را بیابد و حق و باطل را تشخیص دهد. همانند زمانی هایی که می بینیم پیامبران بر علیه مقبولت خود در اجتماع شان ایستاده اند یا دانشمندانی که مقبولبت را مبطل تمام اندیشه های اولیه اجتماع خود یافته اند. بر همین اساس به نظر باید حقیقت و ضلالت را به نوع دیگر معنی کرد یک معنی آن برداشتی است که جامعه و نه افراد می سازند و معنی دوم آن که واقعاً روی می دهد و در یک نگاه توحیدی به دور از مقبولیت ها و مشروعیت ها رخ میدهد.

مقبولیت علیه فهمیدن

در کشور ما از این دست مشروعیت طلبی ها  و پذیرش های خوب انگارانه را کم نمی بینیم و مدیرانی را می بینیم که باد ها را خوب می شناسند سیاسیونی که فضا را آرام می خواهند و به عقیده ای که از نا کجا آباد بداهه شده از خود صاحب عقیده مؤمن تر می شوند. چه اندیشه ها که به صورت ضمنی و پنهانی وارد ذهن ها که نمی شود و اساساً رسانه که قرار بوده است رسا باشد اکنون ابزاری برای مقبولیت می شود و مثل یک فرمان انسان ها را بدون اینکه بفهمند کنترل میکند و انسان را در عرصه فکر، کودن تر و نادان تر و در عرصه عمل بی انگیزه تر می کند. یک نمونه غیر سیاسی اش این صدا و سیمااست که ابتدا خود را حامی مردم در کمپین نخریدن خودرو نشان می دهد ولی بعد می بیند این کارخانه های خودرو ساز با این عملکرد ضعیفشان در خطر اند و آرامش دارد بهم می خورد باید حمایت از خودرو سازان را شروع کند بعد خیلی نرم استحاله میکند و در مرحله بعدی با دوتا سریال مخدره و چند  تا استامینوفن کدین خنده بازاری و خندوانه ای[1]* و امثال هم سر قضیه را بند می آورد. تازه رسانه ملی ما خواسته یا ناخواسته هم سیاسی شده است و هم هوشمند. اخبار اجبار روزه خواری مسلمانان در چین را می بیند و بعد همان هوشمندی است که می بیند که فعلاً دستمان زیر سنگ چین است قضیه باید فیصله یابد. جالب تر اینکه این ها مختص صدا و سیما نیست و در سایر سازمان ها نهفته است و اساساً چون در حاکمیت کشور یک قانون نا نوشته وجود دارد که قبل از اظهار نظر باید منتظر اظهارات مافوق بود که نکند حرفی گفته شود که نباید و عقیده ها را یک بار یک نفر بجوشاند تا پاستوریزه شود و بعد استعمال گردد. اینگونه است که می بینیم در اجتماع ما بحث مشروعیت و مقبولیت به رغم انقلاب اسلامی مقدس مان جای اندیشه ها را بسته است و یک نیروی ذهنی از پشت افراد را راهبری میکند (همان ترس از قول عدم مقبولیت و هزار وصله های دیگر). بحث اصلی هم در ایران همین نیروی ذهنی است که ناخودآگاه میگوید هرچه از دوست رسد نیکوست. انقلاب اسلامی ایران از زمان پی ریزی  مخزن اندیشه های پاک بود و هم اکنون رسانه های جمهوری اسلامی ( به ویژه آنها که در پشت قداست ها پنهان شده اند ) در هر خبری که می دهد و هر خبری که نمی دهد، در هر تحلیلی که میکنند و یا نمی کنند؛ فریاد می زنند که ما میراث شهدا و انقلاب اسلامی هستیم و خط ما همان خطی است که باید باشد و اصولاً انتقاد به آن انتقاد است به همان خط و لذا برخی از افراد در جامعه مذهبی که صاحب اندیشه اند را می بینیم که چون خود در انقلاب و جنگ سهیم بوده اند ولی در عین حال در ضمیرشان بر همان خط رسانه اند. و رسانه های داخل حکم وحی منزل و شاید هم بالاتر را دارد. این مساله فقط مختص ایران نیست بلکه اکنون دیگر بحث مشروعیت که به سلاح سنگین رسانه مجهز شده است و با ویروس نیاز به مقبولیت مخصوصاً اگر منفعتی یا تعصب جریانی وجود داشته باشد بشریت را مبتلا میکند، لذا میبینیم یک نفر که در دریاچه فرهنگ عربستان سالها غوطه خور است بخاطر همان مقبولیت که به آن احتیاج دارد باید در ذهنش بر ضد ایران باشد چرا که رسانه ها در ذهن او ساخته اند که ایران دشمن است و نفی آن یعنی شکستن آن خطوطی که رسانه و فرهنگ آن هم با فکر یا حتی بدون اندیشه یک عده وهابی رقم خورده است و رسانه کاری کرده  که اگر به فرض این کار را بکند اطرافیانش در فکر سالم او تشکیک کنند. (البته منظور فردی است منفعل و گرنه در همه جوامع انسانی که حداقل در آرزوی حقیقت و اندیشه و فلسفه و پرسش چرا ها باشد وجود دارد، همچنین لازم به ذکر است که شرایط مذکور در شهر های سیاسی آن کشور مدنظر است و عمومی نیست.) یا در آمریکا حمایت از اسرائیل ولو مرتکب جنایت باشد یک فریضه است. در سازمان ملل بحث تصویب اهتزاز پرچم فلسطین در سازمان ملل میشود ولی آمریکا رأی منفی میدهد چرا که مبنای اندیشه در کل هرم قدرت و مقبولیت اجتماعی آمریکا در گرو آن است. یعنی همان نماینده آمریکا در سازمان ملل برای مقبولیت در جامعه اش باید رأی منفی بدهد در ظاهر راضی است ولی همان مساله مقبولیت است که در درونش تضاد ایجاد می کند. تازه این  آمریکایی است که دارای فضای بازتر سیاسی و تنوع علمی و سطحی از اندیشه است دیگر کشور های کوچک و ضعیف تر که حکومت دیکتاتوری دارند که جایی برای بحث نمی ماند. در سالهای کنونی و در آیند ای نزدیک وبا بزور کشاندن دنیا به دروازه دهکده جهانی انحصار رسانه و ترویج فرهنگی محلی ممکن است کمرنگ می شود و آن زمان از دامنه نفوذش کاسته خواهد شد.

ای کاش

درد جامعه ها هدایت فکری است و تأسف اینکه این هدایت در ایران، ترکیه ، اردن،سوریه، مصر، الجزایر، لبنان، پاکستان، امارات، بحرین، عربستان، سومالی، سودان، سوریه و عراق  و چند ده کشور دیگر اسلامی بدون مهندسی است یعنی از یک برنامه تبعیت نمیکند استراتژی وجود ندارد، راهبری استراتژیک وچود ندارد و یا اگر دارد درگیر دشمن تراشی است و در آن افقی به درستی دیده نمی شود.اما آن طرف در جبهه غرب و حتی شرق برنامه ها به نسبت مدونتر است و معلوم می شود گه چه میخواهند.

در این  شرایط از قبل برنامه ای وجود نداشته است، اکنون نیز وجود ندارد (یا اگر دارد شعار است و یا اگر شعار نیست صرف دشمن کوبی و دشمن سازی است به جای خود سازی) و فردا هم برنامه ندارد. ای کاش چنین فکری با حقیقت طلبی وجود داشت و ما را از شر اسارت اندیشه های تحمیلی مان جدا می کرد. 

ای کاش رسانه ای بود،  که به داعشی میفهماند اسلام به ریش نیست به ریشه بینش است. ای کاش به شیوخ قدیم الفکر میفهماند که آمریکا اتم را تا ذره شکافت و آسمان را درنوردید درحالی که شما با بررسی علمی خود حکم تکیه دادن زن به دیوار را تحریم می کنید. ای کاش رسانه ای بود که به مرکل میفهماند اگر خیل آوارگان سوری و عراقی به سمت آلمان رفتند و به سمت مکه و مدینه نمی روند به خاطر این است حاکمان مکه و مدینه و سایرین خود آوارگی شان را رقم زده اند و نشان میداد بازی دو سر برد مرکل را در تحقیر اسلام و خدمت آوارگان سوری و عراقی به عنوان سطح کف و سازندگان رفاه آینده آلمان (البته شاید حقیقتی هم این باشد که آلمانی ها در زندگی از ما مسلمان تر بوده اند). 

درد این است که این مفاهیم اصلاً دغدغه مسئولان نیست و به این چیز ها کسی فکر نمی کند و استراتژی ها و اندیشه ها فدای شیرینی مقبولیت در کام مافوق شده است. هر کسی هم پرسید که آقا چرا ؟ جوابش را ندادند چون ضد انقلاب است که این را پرسیده است ضد اسلام است .

چرا ایران....

هزاران سوال که برای مسئولان عادی شده است و به آن فکر نمیکنند مبادا آرامششان بهم بخورد و مقبولیت ها  خدشه دار. جالب اینکه قشر مذهبی نیز با رنگ و لعاب "ولایت" و "خط امام" ( فکر میکنند به مجرد بحث ولایت باید بگویند همه چیز خوب است) و فضای دانشگاهی هم با روی ترش "دوری از سیاست" و ترس از "بالا آوردن 88 های رنگی" و عده ای هم با خواب عمیق نون و خربزه، غرق در فضای فکری رسانه های خودی شده اند بدون اینکه بپرسند؟

  • استراتژی ایران در اقتصاد (اعم از مقاومتی و غیره)  چیست؟ اصلاً آیا مسئولان اقتصادی کشور اصول، مبانی و شاخص کمی و چشم اندازی  برای آن قائلند یا اصلاً آیا آن را به عنوان یک روش قبول دارند {که هی اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مقاومتی می کنند؛ اصلا می دانند چیست؟} آیا آمده اند ببینند آلمان یا ژاپن پس از ویرانی چگونه اقتصاد را با اراده مردمان خود ساختند {نمونه بارز اقتصاد مقاوتی}؟ اگر کسی از مسئولان کنونی بپرسد فرق الآن که خط مشی اقتصاد مقاومتی است با قبل از انقلاب که اقتصاد مقاومتی نبود چیست؛ چه پاسخ خواهد شنید؟
  • آیا نقش ایران در وحدت اسلامی ایفا شده است که اکنون ایران و عربستان و ترکیه به عنوان سه کشور شاخص خاورمیانه، سه سبک متفاوت از اسلام را ارائه کرده اند و اختلافات در جهان اسلام روزافزون است، برنامه وحدت چیست؟ آیا دوره ای از تاریخ  بوده است که این مقدار اسلام و مسلمین در آن تضعیف شده باشند (آیا نمی بینند وضعیت را) ؟ آیا استراتژی یا چشم اندازی در بحث وحدت وجود دارد؟
  • استراتژی جمهوری اسلامی ایران برای پایان دادن به جنگ داخلی و رنج و آلام مردم سوریه چیست؟ اگر بنا به حمایت نظامی با هدف حمایت از جبهه مقاومت است (یادمان نرود تنها دلیل حمایت ما از بشار دشمنی او با اسرائیل است.)، خوب مسلم است که طرف های مقابل نیز بیکار نمی نشیند و جبهه های مخالف اسد را شارژ میکند و جنگ تا سالها با ویرانی سوریه ادامه مییابد؟ آیا این بهترین روش است؟ آیا فکر میکنید یک جوان سوری که کشورش را دوست دارد در آینده برای ویرانی کشورش بین ایران و روسیه از یک طرف و عربستان، قطر و آمریکا از سوی دیگر تفاوتی قائل می شود؟ آیا ما اصولاً برای استراتژی سوریه خود مانند آمریکا که برای اقدامات سیاسی خود از اندیشکده ها بهره می برد سود برده ایم؟ آیا از مسئولان کشور کسی هست که بتواند آینده سوریه را پیش بینی کند؟ مثلا بگوید جنگ کی تمام میشود یا استراتژی تصمیم در لحظه را انتخاب کرده ایم؟
  • استراتژی کشور برای غنای فکر دینی در عصر نوین کنونی چیست و چه مقدار نهال دغدغه عقیده و ایمان در دل و اندیشه جوانان کاشته شده است تا به هدف آفرینش بیاندیشند و رسالت و مسئولیت خود را درک کنند؟ اول انقلاب مطهری ها، شریعتی ها را داشتیم اکنون چه کسی طراح دکترین انقلاب اسلامی است و سپر دفاعی اسلام نبوی – علوی در مقابل اسلام داعشی و امثال هم چیست؟
  • با کدام استراتژی فرهنگی، در جمهوری اسلامی ایران همکنون کار به جایی رسیده است که سن ازدواج حدود 30سال است و طلاق در آن بین کشور های اسلامی بی نظیر است؟
  • استراتژی کشور در برابر فساد های بی سابقه مالی چیست؟ کشوری که دایع حکومت تشیع دارد چرا اینگونه اخبار فساد های گسترده را می شنویم؟ نظام اداری ایران و از آن مهمتر سبک تفکر مدیران در طول این حدود 4 دهه پس از انقلاب اسلامی چگونه زمینه سازی فساد های گسترده را فراهم آورده است؟

از این دست سوالات تعداد زیاد دیگری از زیر و درشت و با مصادیق بارز وجود دارد و وجود داشته اند ولی برخی از مسئولان کشور این سوالات را ندیده اند و امیدی هم نیست که ببینند. ریشه این سوالات را باید  اولاً در تغییر نرم فرهنگ کشور و ثانیاً در تصمیمات در لحظه و بدون استراتژی و فکر مسئولان دانست. این سوالها همچنان با ریشه عمیق در این دو عامل منتظر پاسخ اند. پاسخی از روی حقیقت و واقعیت و به دور از مقبولیت سازی های رسانه ای. وقتی درباره این سوال ها بیندیشیم میتوانیم بفهمیم چرا ایران را عالی دیده ایم. 



[1] - بحث در نفی این نوع برنامه ها نیست بلکه بحث در نقش انهاست که اگر فرصت شد در مورد آن صحبت لازم است. خلاصه اش اینکه باید دید این برنامه ها را ساخته اند تا افکار را از هزار چیز مهمتر فرار دهند یا که برعکس افکار به هزار چیز مهمتر مشغول است و برای رفع خستگی و نشاط لازم است.

 

  نظرات ()
رسانه ی ابهام نویسنده: امیر - ۱۳٩٤/٦/۱٢

باسمه تعالی

یادداشت

رسانه ی ابهام

از زمان حضور داعش در خاورمیانه دو سال و نیم می گذرد؛ فراز و نشیب های پیدایش و توسعه این گروه تاکنون صفحات زیادی از رسانه را به خود اختصاص داده است. دولت اسلامی ادعایی، از زمان ورود به بخش هایی از خاک عراق، خود را به عنوان تهدیدی جدی برای حاکمیت ها در سراسر جهان مطرح نموده است.

در این بین رسانه ها در مورد نقش کشور های غربی و همچنین عربی حوزه خلیج فارس در مبارزه با این گروه ها یا حمایت از آنها همیشه پر از ابهام بوده است. این در حالی است که بار ها ائتلاف ضد ­تروریسم و ایالات متحده خبر از کشتن بسیاری از سران این گروه در حملات خود داده اند. همچنین طبق ادعای پنتاگون، آمریکا تا کنون بیش از 2 میلیارد و 700 میلیون دلار صرف کمک به عراق و مقابله با داعش کرده و 3500 نفر مستشار نظامی برای آموزش نظامی به عراق ارسال کرده است. ولی در عین حال به استشهاد بسیاری از سربازان درگیر در مناطق مبارزه علیه داعش، هواپیماهای ائتلاف نیروی های عراقی را مورد هدف قرار داده و یا کمک های نظامی به مبارزه جویان داعش ارسال کرده اند. همچنین کشور های حوزه خلیج فارس و کشور های اروپایی ائتلاف نظیر عربستان، کویت، ترکیه و فرانسه در حالی مورد سوء قصد داعش واقع شده اند که گمانه حمایت از این گروه ها در برخی رسانه ها به عنوان بخشی از سیاست های پنهان این کشور ها مفروض بوده است. شاید از دیدگاه برخی این ابهام فقط به رسانه های کشورهایی خاص محدود شود و آن را عمومی تلقی نکنند که این تصور اشتباه به نظر می رسد. چندی پیش عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان در حالی به صورت تلویحی ایران را به این خاطر که تاکنون مورد سوء قصد داعش قرار نگرفته است، حامی داعش معرفی نمود که به گواه نخست وزیر عراق ایران ناجی بغداد و از اولین مقابله کنندگان در برابر داعش بوده است. برخی از رسانه های عربی به خاطر حمایت ایران از اسد و کمک به طولانی شدن جنگ داخلی انگشت اتهام زمینه سازی برای ایجاد گروه هایی نظیر داعش را به سوی ایران نشانه رفته اند.

نتیجه ای که از این شرایط می توان گرفت برد بازیگران فرا منطقه ای از آشوب های منطقه پر ثروت خاورمیانه و بازداری رسانه ها به خاطر ابهام رسانه و از کار انداختن رسالت حقیقت جویی آن است. این شرایط برای داعش نیز پرسود خواهد بود چرا که با تشکیک در افکار مسلمانان، ادعا های خود را تقویت می نمایند. ابهام رسانه یک راز پر فریب در روابط سیاسی امروز است که با انفعالی ساختن مخاطب، آبها را گل آلود می کند. رسانه ی ابهامی، حقیقیت امروز رسانه است که از سیاست تغذیه می شود و به طور قطع می توان آن را یک طراحی دانست، رسانه ی ابهامی مرداب آب های زلال فطرت حقیقت جوی انسان هاست. دنیای پر ابهام رسانه، مشرق اش، طلوع  سرخ سرهای بریده دارد و مغربش ثروت های تاریک ناشی از تجارت اسلحه.

  نظرات ()
سقوط سعودی نویسنده: امیر - ۱۳٩٤/٦/۱٢

باسمه تعالی

یادداشت 

سقوط سعودی

چندی پیش یک خبر ورزشی در رسانه ها منتشر شد که به نظرم بیش و پیش از جزئیات و نتیجه آن، دریافت های سیاسی و جامعه شناسی آن حائز اهمیت بود. خبر مربوط به برگزاری مسابقه سوپر کاپ فوتبال عربستان در شهر لندن بود. جالب اینکه ورزشگاه برای این مسابقه تقریباً به طور کامل پرشده بود و تعداد زیادی از زنان سعودی نیز با حجاب و یا بدون حجاب از نزدیک شاهد آن بودند. وقوع این مساله از سوی یک کشور مسلمان آن هم به عنوان مبداء و سبقه اسلام مساله ای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن عبور کرد. اما مسئله اصلی که باید در پی آن بود این سؤال است که سیر تحولات فرهنگی و اجتماعی در پادشاهی سعودی به کدام جهت است؟

عربستان سعودی کشوری است با تضاد های گوناگون، کشوری که جایگاه وحی و سبقه اولین حاکمیت اسلامی ست و اکنون پادشاهی (حتی برخلاف اصول اولیه اهل سنت)  اداره می شود. 40 درصد از جمعیت 28 میلیونی  آن ثروتمند ترین کشور عربی زیر خط فقر زندگی می کنند. سختگیرانه ترین قوانین داخلی از قطع دست گرفته تا نبود سینما یا ممنوعیت ورود غیر مسلمانان به مکه و مدینه را اجرا می کند اما در عین حال سران حکومت و شاهزادگان ثروتمند، شیفته فرهنگ غرب هستند، پولهایشان را برای غیر مسلمانان خرج می کنند. سرزمین عمار ها، سمیه ها، یاسر ها در یک چرخش 180 درجه حداقل در راس هرم قدرت سرزمین پرستیژ و تجمل و زر و زور شده است. عبدالعزیز مؤسس آل سعود بیشتر 20 زن و در حدود 45 پسر داشته است و این پسران خود فرزندان متعدد دیگر. هم ‌اکنون حدود 7000 شاهزاده سعودی با ثروت بادآورده پدربزرگ خود زندگی میکنند و جالب تر اینکه هرچه نزدیکی نسبی آنها به عبدالعزیز نزدیک تر باشد حقوق ماهیانه آنها بیشتر است؛ از سوی دیگر بین 6 تا 9 میلیون نفر از مهاجرین آفریقایی و هند و ماداگاسکار، با سخت ترین روز را شب می کنند. تضاد طبقاتی ریشه در پان عربیسم و فرهنگ جاهلیت خاندان آل سعود دارد. آنها بیشتر از آن که خادمین حرمین شریفین باشند، ثروت‌اندوزان ابوسفیان ها شده اند. در قرآن آمده است ما پیامبران را با بینات مبعوث کردیم، برای "لیقوم الناس بالقسط" برای برپایی قسط بین مردم یعنی حداقل لازمه حرمداری همین اقامه قسط در ابعاد اقتصادی است. این فقط بخش کوچکی از ماجرا است چیزی که سعودی را به کانون پنهان بحران تبدیل کرده است تضاد و گسیختگی فرهنگی در این کشور است. یک  جوان عربستانی در سعودی به دنیا می آید این تجمل ها را می بیند، ثروت و خود باختگی و مجذوب فرهنگ غرب بودن ها را می بیند، برده داری و برتری را نسبت به کارگران کشور های دیگر می بیند بعد از آن طرف آموزه ها و مسئولیت مسلمانی را دریافت می کند، سرزمین وحی است فرهنگ غرب و خودباختگی فرهنگی را می بیند که یکی پس از دیگری در عقاید و باور های اسلامی رخنه می کنند. این فرد این تضاد را در درون خود به صورت یک قیام ابراز می کنند و به داعش یا النصره می پیوندد. عملیات انتحاری انجام می دهد. این می شود که عربستان حکومت اش می شود یک حکومت شیک غربگرا از آن طرف بیشتر تروریست های تکفیری از آن عربستان است. از طرفی مسابقه سوپر لیگ خود را در لندن برگزار می کند و از طرف دیگر هزاران نفر تروریست صادر میکند. یک تروریست نظیر یک داعشی بیش از هر چیز یک انسان است که اقداماتش یک واکنش است؛ یک نوع واکنش انزجاری. یک واکنش بر مسیر دور شدن انسان معاصر (به ویژه مسلمانان معاصر) از احکام و سنت های اسلامی و تغییر نرم سبک زندگی سنتی اسلامی به سمت سبک و معیار های زندگی غربی و به نظر می رسد که این فرآیند چون در کشور هایی نظیر عربستان که این میزان تضاد دارند یا کشورهای کمتر توسعه یافته ای مثل افغانستان، سوریه و عراق که در آن کشور ها اصالت با ثواب دینی است بدون اندیشه دینی، و در عین حال نفوذ فرهنگ غربی در این کشورها بی قید و فیلتر بوده است (یا در دوره ای ناگهانی تشدید شده است) بیشتر از سایر کشور های اسلامی است. در واقع ظهور داعش و ادعای خلیفه برای خیلی از مسلمانان عربستان و کشور های محور تروریسم که از دیدگاه های دینی و ریشه  بینشی و فلسفی ضعیفی برخوردار بوده اند و از طرفی هر روز بیش از پیش عقاید اسلامی خود را نا اقبال و تضعیف شده دیده اند بهترین فرصت بود تا تعادل ذهنی خود را برقرار و دین خود را به اسلام ابراز کنند.

درمجموع باید دید تا چه زمان حجم سنگین دلار های نفتی شکاف های عمیق و متعدد تضاد ها در عربستان سعودی پر می کند. حاکمانی که روز را با زیارت حرمین شریفین سپری می کند و شب را با رویای عیش های پر لذت غرب. به طور قطع اگر پشتوانه ثروت هنگفت نفتی و ترویج عقاید مسموم و چهره مشتبه از اسلام نبود به طور حتم دودمان حکومت آل سعود هم اکنون در هم پیچیده شده بود.

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر توتمم گم شده است! ان بر لب برجام چند دقیقه برای یک منای ابدی بابک مقصر بود یا.... به مناسبت روز عرفه و عید قربان چرا همه چیز در ایران عالی است؟! رسانه ی ابهام سقوط سعودی پیروزی خدای من
کلمات کلیدی وبلاگ حافظ (۱٢) (٥) دکتر علی شریعتی (٥) داعش (٥) یادداشت (٤) ابوسعید ابوالخیر (٤) انسان (٤) امام علی (ع) (۳) خود شناسی (۳) امام حسین (ع) (٢) مرتضی مطهری (٢) غبار غم (٢) نهال شوق (٢) نیایش های تنهایی (٢) اصلاح اجتماعی (٢) استاد مطهری (٢) عربستان (٢) قربان (٢) زندگی (٢) سیاسی (٢) رمضان (٢) سعدی (٢) برای خدا (٢) ترجمه دکتر علی شریعتی از دعای عرفه (٢) گیسوی تو (۱) حافظ از دیدگاه من (۱) کتاب تاثیر گذار (۱) فهیمه بابائیان پور (۱) کتاب عرفان حافظ (۱) خطبه 112 (۱) کلمات قصار250 (۱) راز حافظ (۱) ترانه شکنجه گر (۱) 6و۷ العادیات (۱) موقوفات امام علی(ع) (۱) وقف نامه حضرت علی(ع) (۱) مولوی رومی (۱) کم خردی (۱) دو گندم (۱) قصه تو (۱) حیران تو نیست (۱) بهشت رضا (ع) (۱) شهید طالبیان شریف (۱) آزمون لحظه ها (۱) زن -فاطمه(س) فاطمه(س) است (۱) محمد بن ابوبکر (۱) حکومت مصر (۱) نامه به معاویه (۱) عرفان حافظ (۱) شکنجه گر (۱) علی شیر خدا (۱) نامه های فهیمه (۱) شعر محرم (۱) نوای نی (۱) اسرار ازل (۱) تهیدست (۱) مولانا جلال الدین بلخی (۱) ملا ممد جان (۱) بحران سوریه (۱) محرم اسرار (۱) داریوش اقبالی (۱) علی مطهری (۱) تسخیر سفارت (۱) مزار شریف (۱) گزارش (۱) نهج البلاغه (۱) پیامبر اکرم (۱) فلسطین (۱) خیام (۱) عطار (۱) کاریکاتور (۱) پروین (۱) ایران (۱) دل (۱) دعا (۱) مادر (۱) رسانه (۱) اسلام (۱) محرم (۱) خدای من (۱) شب قدر (۱) بابا طاهر (۱) آتش عشق (۱) منصور حلاج (۱) خواجه عبدالله انصاری (۱) توتم (۱) فساد اقتصادی (۱) 5+1 (۱) دکتر چمران (۱) مصطفی چمران (۱) سهراب سپهری (۱) رندی (۱) الهی (۱) کوک (۱) ااصلاح فرهنگی (۱) دورنمای کشور (۱) الحشد الشعبی (۱) کشتار اسپایکر (۱) سالگرد اسپایکر (۱) نماز امام موسی صدر بر پیکر دکتر علی شریعتی (۱) 38 امین سالگرد (۱) زندگینامه دکتر چمران از زبان خودش (۱) 34 امین سالگرد شهادت دکتر چمران (۱) برجام (۱) نوزاد فلسطینی (۱) مقبولیت اجتماعی (۱) روحانی و زنجانی (۱) حادثه منا (۱) توتم پرستی (۱) دیده فرودوختیم (۱) باز نگه می‌کنم سخت بهشتی وشی (۱) دختری خرد به مهمانی رفت (۱) قیام یمن (۱) زمینه فکری داعش (۱) داد دل (۱) سوزاندن کودک (۱) صندلی خالی من (۱) حسن تو همیشه در فزون باد (۱) بابک زنجانی (۱) برای رضا (۱) سرشک گوشه گیران (۱) شعر عاشورا (۱) شاه شوریده سران (۱) توحید و شرک (۱) این منم (۱) خیلی دور خیلی نزدیک (۱)
دوستان من آزاده وفادار دیدگار طعم زندگی غزل پست مدرن معلی (حتماً کلیک کنید) شهر و شهریاران سرمقاله (استاد کوروش شجاعی) مدیر مسئول (استاد کوروش شجاعی) آنچه نگفت دکتر علی شریعتی گسل شركت ارگانو دكتر شريعتي دکتر پیرایش مونتا دیتا تی وی شیعا پرتال زیگور طراح قالب